جلال الدين السيوطي ( مترجم : قزوينى )

24

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى )

است از لفظ « عين » كه منسوب به خداوند است . و فرموده : ( قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها ) - البته كه ( موجبات ) بينشها از پروردگارتان آمد پس هركس بصيرت يافت براى خود بهره گرفت ، و هر آنكه كور ماند بر خود زيان آورد « 1 » . وى گفته : و اينكه فرموده : ( وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا ) - و بر حكم پروردگار خود صبر كن كه تو زير نظر مايى « 2 » يعنى : به آيات ما ، با آن آيات به سوى ما نظر مىكنى ، و ما با آنها به سوى تو نظر مىكنيم ، و مؤيّد اينكه مراد از « أعين » در اينجا آيات است اينكه صبر بر حكم پروردگارش را به آن تعليل كرده ، و به طور صريح فرموده : ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا * فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ - به تحقيق كه ما بر تو اين قرآن را نازل كرديم ، پس بر اطاعت حكم پروردگارت شكيبا باش « 3 » ، وى گفته : و اينكه دربارهء كشتى نوح ( عليه السّلام ) فرموده : ( تَجْرِي بِأَعْيُنِنا ) « 4 » يعنى : به آيات ما جريان مىيابد ، به دليل : ( وَ قالَ ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها - و دستور داد كه [ اى مؤمنان ] بر كشتى سوار شويد كه به نام خداوند روان شود و به ساحل نجات برسد « 5 » ، و فرمود : ( وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي - و زير نظر من ساخته شوى « 6 » يعنى : بر حكم آيتى كه به مادرت وحى نمودم : ( أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ . . . - اينكه او را شير بده پس اگر بر كودكت ( موسى ) بيمناك شدى او را در رود بيفكن . . . « 7 » . پايان گفته ابن اللّبّان . و ديگرى گفته : در اين آيات منظور عنايت و حفظ خداى تعالى است . 5 - كلمهء « يد » در فرمودهء خداوند : ( لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ) « 8 » ، ( يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ) « 9 » ، ( مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينا ) « 10 » ، ( وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ ) « 11 » ، كه به قدرت تأويل شده است : و سهيلى گفته : « يد » در أصل مانند « بصر » عبارت از صفتى براى موصوفى مىباشد ، از همين روى خداوند - سبحانه و تعالى - با « أيدى - دستها » ، « أبصار - چشمها » نيز مدح فرموده آنجا كه آمده : ( أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ ) « 12 » ، و أفراد مورد - نظر را با جوارح مدح نكرده است ، زيرا كه مدح به صفات تعلق مىگيرد نه ذات و جوهر اشياء ، لذا أشعرى گفته : يد صفتى است كه در شرع وارد شده ، و آنچه از معنى

--> ( 1 ) . أنعام ، 104 ( 2 ) . طور ، 48 ( 3 ) . انسان ، 23 و 24 ( 4 ) . قمر ، 14 ( 5 ) . هود ، 41 ( 6 ) . طه ، 39 ( 7 ) . قصص ، 7 . ( 8 ) . ص ، 75 ( 9 ) . فتح ، 10 ( 10 ) . يس ، 71 ( 11 ) . حديد ، 29 ( 12 ) . ص 45